در سال 1939 این دو کمپانی تقریبا معروف استراتژیکهای خود را نزدیک یافته و رهبران آنها تصمیم به ادغام گرفتند .بدین ترتیب آنها به یک کارخانجات مجتمع تجهیزات الکتریکی بدل شدند با نام محلی Tokio Shibaura Denki co یا همان توکیو شیبورا الکتریک .این شرکت بزرگ به زودی تحت عنوان Toshiba مشهور شد و "توشیبا" در سال 1978 نام رسمی این شرکت شد .برای آگاهی از تحولات صنعتی توشیبا روی جدول تحولات شرکت توشیبا کلیک کنید .
بیش از3/1 گوشیهای همراه سراسر جهان را نوکیا تولید می کند تقریباً 60هزار نفر از کارمندان نوکیا در 120 کشور و 5 قاره پراکنده شده اند . ما در بررسی رقیبان امروزی نوکیا انضباط محسوسی می بینیم ، تمامی آنها با یک برنامه توسعه منظم شروع به تولید گوشی همراه میکنند اما نوکیا متفاوت با سایر شرکتها است و این طرح کاری را رد می کند .
این شرکت بیش از 100 سال کاغذ و چکمه های پلاستیکی تولید میکرده است و تنها از حدود 10سال قبل به سوی فن و تکنیک تلفن سوق داده شده است. حدود یک دهه پیش این احتمال می رفت که نوکیا از راس تجارت جهانی کنار برود این مطلب در تجارت تلفن مساله جدیدی بود و اریکسون (Ericsson) قصد تصاحب آنرا داشت اما نوکیا کنار نرفت و هم اکنون موقعیت آن حتی از اریکسون هم بهتر می باشد .
کاغذ به عنوان یک شروع
نوکیا در سال 1864 در فنلاند در حوالی رودخانه نوکیا بنا شد جنگلها ، رودخانه ها و دریاچه های فراوانی وجود داشت ، این مساله افتخار ملی فنلاند محسوب می شود . بنا براین تحت چنین شرایطی صنعت کاغذ روی کار آمد . فردریک آدستوم(Fredrik Idestam) مهندس فنلاندی یکی از تاجران این صنعت شد . متاسفانه او تجربه کافی در این زمینه تجاری را نداشت . بنابراین این تکنولوژی را از آلمانی ها فرا گرفت . او از یک کارخانه تولید کاغذ در آلمان دیدن کرد . مالک ان کارخانه این صنعت را برای مدت چند سالی توسعه و آنرا به عنوان یک راز بزرگ پنهان کرده بود . اما آدستوم کارگران را متقاعد به نشان دادن کارخانه کرد . آنها یک نمایشگاه واقعی را به مهندس فنلاندی ارائه کردند . زمانی که صاحب کارخانه این مساله را مشاهده کرد عاجز شد و مهمانش را بیرون کرد اما این مساله اهمیت نداشت زیرا آدستوم آنچه را که می خواست دیده بود .
زمانیکه آدستوم به فنلاند برگشت کارخانه تولید کاغذ خودش را بنا کرد . بعد از گذشت چند سال در سال 1867 او اختراعش یعنی خمیر چوب را در نمایشگاه چوب پاریس عرضه کرد ویک مدال برنز جایزه گرفت . بعد از این مساله همه نوکیا را می شناختند . بنابراین آدستوم به تمامی محصولات برچسب نوکیا زد . وزمانی که بعد از چند سال این شرکت شروع به ارائه محصولات جدیدی کرد آدستوم هنوز همین برچسب را روی همه محصولات می زد . بازاریان امروزی این ابتکار آدستوم را نیز به نظامنامه افزودند .
اما تمام عملکردهای آدستوم خیلی هم ابتکاری نبودند . زمانی که دامادش گستاف فوگلهوم (Gustaf Fogelholm) ( اودر سال 1895رئیس شرکت نوکیا شد ) تصمیم به راه اندازی شرکت تولید نیرو گرفت فردریک تنها مخالفش بود اما گستاف در برابر پدر زنش پیروز شد و اولین کارخانه تولید نیرو را در سال 1903 و دومین کارخانه اش را در سال 1913 بنا کرد .
کارخانه پلاستیک سازی :
تولیدات کارخانه پلاستیک سازی فنلاندی (FRW) سرآمد محصولات پلاستیکی فنلاند بودند روزی رییسان این کارخانه به خارج ازهلسینکی (Helsinki) رفتند . انها قصد داشتند کارخانه جدیدی در کنار همان رودخانه نوکیا نزدیک کارخانه نوکیا بسازاند.
در اغاز قرن 20 نوکیا به دنبال سهام دارانی میگشت . همسایه نوکیا ، FRW بزرگترین سهام دار آن شد . در طی جنگ جهانی تجارت کاغذ نوکیا افت زیادی کرد اما صنعت لاستیک سازی FRW پیشرفت زیادی داشت . تعدادی کاتالوگ قدیمی در دست می باشد ، این شرکت 250 مدل چکمه های پلاستیکی را به بازار عرضه کرده بود . امروزه کارخانه های بزرگ قادر به ارائه چنین اقسام مختلفی از یک نوع محصول نمی باشند . بنابر این شریک نوکیا اقتدار بیشتری کسب نمود و سهام های آنرا بدست آورد . نوکیا تنها قسمتی از یک شرکت بزرگ شد . در سال 1922 کارخانه کابل سازی فنلاندی به آنها ملحق شد . این مساله جالب است اما کاغذ و پلاستیک و کابل برق با همان برچسب نوکیا فروخته می شدند .
اما رئیسان هر سه شرکت مخالف یکی شدن شرکتها بودند . این پیوند فقط در سال 1967 ایجاد شد . یک پیمان ( گروه نوکیا ) در یک صنعت ، کاغذ پلاستیک و کابل . آخرین مورد و مهمترین بخش صنعت علم الکترونیک صنعتی بود .
جرقه های الکتریکی :
نوکیا با روسیه ارتباط کاملاٌ محسوسی داشت . بعد از جنگ جهانی دوم متحد آلمان یعنی فنلاند مجبور به پرداخت غرامت به اتحادیه جماهیر شوروی تا سال 1952 شد . این غرامتها شامل کابل های برقی بود که به وسیله کارخانه کابل سازی فنلاندی تولید می شدند . این شرکت مجبور بود دو برابر کابلی را که قادر به تولیدش بود را فراهم کند . تنها دلیل انجام این کار حس وظیفه و وطن پرستی این شرکت بود . بعداز پرداخت تمامی غرامتها، اتحادیه جماهیر شوروی اصلی ترین شریک گروه نوکیا شد . در میان دهه 60 نوکیا حدود 20% تولیداتش را به شوروی صادر می کرد . علی رغم نظرات مثبت در مورد شریک نوکیا جورن وسترلند ( Bjorn Westerland) رئیس جمهور تمام مدت حس بدی داشت او بیان می کرد : اگر روزی کرملین ( Kremlin) بگوید نه ما کل صنعتمان را از دست خواهیم داد . اما کسی مایل نبود این آینده نگری بدبینانه را بشنود .
در سال 1977 کاری کایرامو (Kari Kairamo) رئیس شرکت نوکیا شد . کایرامو در همکاریش با آمریکا تجربه زیادی کسب کرده بود و بر خلاف پیشینیانش به اتحادیه شوروی تکیه نکرد او کاملاً غربی بود . او مایل بود مسائل را در طی جلسات غیر رسمی به صورت کاملاً اتفاقی اداره کند و ارتباطات شخصی برایش بسیار حائز اهمیت بودند . اودر مقایسه با پیشینیانش در میان جمع مهربانتر بود .در طی دوره او بر روی تولید نیرو والکترونیک تاکید بیشتری می شد .
الکترونیک مصرفی اصلی ترین حرفه شرکت نوکیا در سال 1987 بود کایرامو تلاش زیادی برای بین المللی کردن شرکت نمود و توجه اش به سمت اروپا متمرکز شد . نوکیا در دوره ریاست کایرامو چند محصول بزرگ ( تلویزیون و کامپیوتر ) تولید کرد که به هر حال در زمان تولید احتمال خطر کردن هم وجود داشت .
در سال 1986 کایرامو با ارائه دفترچه های جدید راهنمای داخلی که خودش مسئول آن بود در سرپرستی این صنف تغییری ایجاد کرد . او مدیری دلسوز و خوش برخورد بود که به ارتباط برقرار کردن با دیگران علاقه داشت . به هر حال از اقتدار زیاد او در سال 1988 یعنی زمانیکه نوکیا به علت عدم تولید و موارد کاری مختلف به سمت رکود مالی می رفت کاسته شد .
مدیر کنونی نوکیا :
در سال 1986 کایرامو جورما اولیلا (Jorma Ollila) را به عنوان مدیر اجرایی جدید نوکیا منصوب نمود . اولیلا در سالهای 1986 تا 1989 سمت معاونت رئیس را به عهده داشت . بعد از این دوره او به عنوان مدیر بخش گوشی همراه مشغول به کار شد . او در سال 1992 مدیر اجرایی نوکیا شد .
در سال 1981 نوکیا با مدیریت کایرامو استاندارد NMT گوشی همراه را ارائه کرد که در روسیه و اروپای شمالی بسیار مورد توجه واقع شد . در سال 1987 نوکیا تولید اولین گوشی NMT (Mobira City man) را آغاز نمود .
گام بعدی راه اندازی شبکه GSM بود . در سال 1989 نوکیا اولین شبکه GSM را به شرکت فنلاندی رادیو لینجا (Radio Linja) فرستاد . رئیس جمهور فنلاند در سال 1991 اولین تماس GSM را برقرار کرد . نوکیا در سال 1992نسلهای قبل تمامی گوشیهای GSM جدید خودش را چنین معرفی نمود : نوکیا 1011
بنابراین تجارت اصلی نوکیا تولید گوشیهای همراه شد و همانطور که قبلاً ذکر نمودیم جرما اولیلا به عنوان مدیر اجرایی آن منصوب شد .
نیازی به توضیح زیادی در مورد گوشیهای نوکیا نمی باشد این گوشیها محبوب ترین گوشیها در تمام دنیا می باشند . نوکیا تنها در ایالت متحده بعد از موتورولا (Motorola) دومین جایگاه را به خود اختصاص داد . اما این مساله اهمیت چندانی ندارد زیرا نوکیا امروزه 38% از بازار جهانی گوشی تلفن همراه را در اختیار دارد .
تولیدات نوکیا تنها به گوشیهای همراه ختم نمی شوند : اکثر محصولاتش به همراه یکسری وسایل اضافی می با شند . نوکیا اولین شرکتی بود که چنین قطعات طراحی شده را به عنوان قابهای قابل تعویض ارائه می کرد تولید کنندگان دیگر بعد از نوکیا اقدام به این کار کردند . همچنین این شرکت دارای نوع آوری ها ی دیگری نیز می باشد برای مثال آخرین نوع آوری آن 5140 اولین گوشی GSM با قابلیت صحبت کردن تنها با یک حرکت است .
بنابراین حقیقتاً نوکیا در راس ارتباطات تلفنی قرار داشت و حضور آن در بازار همچنان پررنگتر می شد . نمیتوان چنین پیشن بینی کرد که این موقعیت در آینده ثابت بماند اما هم اکنون چنین به نظر می رسد که نوکیا توانایی جذب درصد بیشتری از بازار را دارد . اما متاسفانه هیچکس نمی داند که چنین خواهد شد یا نه
بیل گیتس در دوران کودکی هوش و استعداد ویژهای از خود نشان داد. وی به ویژه در علوم و ریاضی قدرت فکری درخشانی داشت. با توجه به این امر، والدینش او را به مدرسهای خصوصی که از لحاظ فضای آکادمیک، زبانزد بود فرستادند. این مدرسه "لیک ساید" نام داشت و همانجا بود که بیل گیتس با کامپیوتر آشنا شد و متوجه علاقه و استعداد خود در زمینه برنامه نویسی شد.
بهار سال 1968 بود که مسئولان مدرسه "لیک ساید" تصمیم به آشنا کردن دانشآموزان با دنیای کامپیوتر گرفتند. اما مشکلی که سر راه این مدرسه خصوصی بود، بزرگ و گران قیمت بودن کامپیوترهای آن زمان بود.
بنابراین مدیر مدرسه تصمیم گرفت بخشی از زمان کاری یک کامپیوتر DEC PDP_10 متعلق به شرکت "جنرال الکتریک" را با بستن قراردادی به ارزش چند هزار دلار، و به مدت دو سال، اجاره کند. اما مسئولان مدرسه در برگزاری این کلاس در یک مورد دچار اشتباه شده بودند، و آن میزان علاقه دانشآموزان به کامپیوتر بود.
بیل گیتس که در آن زمان 13 سال داشت و دوست و همکلاسی مشهورش "پل آلن" (همان کسی که در کنار بیل گیتس، مایکروسافت را تاسیس و تبدیل به یک امپراطوری نمودند) و چند تن از دانشآموزان مدرسه (که تعدادی از آنها بعدها نخستین برنامه نویسان مایکروسافت لقب گرفتند)، به زودی شیفته کامپیوتر شدند. آنها شب و روز وقت خود را در اتاق کامپیوتر، به یادگیری مفاهیم کامپیوتری میپرداختند. این وضعیت حاد، بغرنج و غیرقابل پیشبینی، باعث شد گیتس و دیگر همکلاسیهایش برای مدرسه مشکل ساز شوند، به طوری که تکالیف مدرسه را دیر انجام میدادند و به موقع سرکلاس حاضر نمیشدند، تا هر چه بیشتر وقت خود را در اتاق کامپیوتر بگذرانند. در واقع، به این صورت، کل زمان و اعتبار اجاره شده را در کمتر از چند هفته تمام کردند.
در پاییز همان سال (1968)، یک مرکز کامپیوتری در سیاتل برای مصارف تجاری تاسیس شد که زمان کار با کامپیوترها را با قیمتی مناسب ارائه میداد. فرزند یکی از برنامه نویسان این مرکز در مدرسه "لیک ساید" درس میخواند. بنابراین با تـــوجه به شــــــــور و شــــوق مهارناپذیر بیل و پل و چند تن دیگر از دانشآموزان، مدرسه اقدام به بستن قرارداد با این مرکز، برای استفاده دانشآموزان کرد.
باز هم بیل و دوستانش شب و روز خود را صرف کار با کامپیوترهای جدیدتر در این مرکز نمودند. اما این گروه دست به کارهای خرابکارانه هم زدند!
هکرهای کوچک مدرسه لیک ساید، سیستم امنیتی کامپیوترها را بارها از کار انداختند و موجب Crash کردن چند باره سیستمها شدند. آنها حتی فایلهای حاوی میزان استفاده کاربران را تغییر دادند تا مدت زمان بیشتری از کامپیوترها استفاده کنند.
اما سرانجام هکرها شناسایی شده و گیر افتادند و شرکت از دسترسی آنها به کامپیوترها، به مدت چند هفته ممانعت کرد. اواخر همان سال بیل و آلن و دو هکر دیگر، از مدرسه لیک ساید، گروه برنامه نویسان لیک ساید را تشکیل دادند. آنها قصد داشتند مهارتهای کامپیوتری خود را عملاً به کار بگیرند و اولین امکان کار برای آنها، در محلی فراهم شد که حتی به فکرشان هم نمیرسید.
همان شرکتی که آنها را بیرون کرده بود (شرکت مرکز کامپیوتر)، هکرهای جوان را برای رفع ضعفهای امنیتی و Crashهای متعدد سیستمهایشان که شرکت را عذاب میداد، استخدام کرد. هکرهای جوان، وظیفه یافتن باگهای سیستم را بر عهده گرفتند و در عوض شرکت این فرصت را در اختیار آنان قرار داد تا به صورت نامحدود از کامپیوترها استفاده کنند.
بیل و دوستانش که به هیچ وجه نمیخواستند این فرصت را از دست دهند، شروع به کار کردند. روزها و شبها در میان کامپیوترها میلولیدند و میآموختند. شدت کار به حدی رسید که این دو نوجوان حتی برای خود کارمند و دستیار هم گرفتند. شاید همین جا بود که بیل گیتس و پل آلن، ایده ایجاد شرکتی را که بعدها مایکروسافت نام گرفت، در ذهن خود پروراندند. در حقیقت مدت زیادی از کار بیل و دوستانش در شرکت مرکزی نگذشته بود، که شرکت در اواخر سال 1969 با مسکلات مالی مواجه شد و در سال 1970 کلاً از گردونه بازار خارج شد.
گروه برنامه نویسان تشنه کامپیوتر لیک ساید نیز به ناچار باید راه حل دیگری را برای استفاده از کامپیوتر مییافتند. از قضا پدر پل آلن در کمپ دانشجویی دانشگاه واشنگتن مشغول به کار بود. بدین طریق گروه از این طریق توانست به کامپیوترهای این مرکز دسترسی داشته باشد، اما کماکان گروه به دنبال فرصتهای جدید و جدیتر کاری بود. فرصت بعدی در شرکت علوم و اطلاعات Information Sciences فراهم شد. این شرکت برای نوشتن برنامه پرداختهای خود، گروه را به خدمت گرفت و باز هم به جای پول، زمانی را برای استفاده از کامپیوتر در اختیار آنها قرار داد. البته قرار بر این شد که چنانچه برنامههای آنها به فروش میرسید، بخشی کوچکی از درآمد فروش، به گروه میرسید. برای انعقاد این قرارداد، گروه باید شرکتی قانونی ثبت میکرد. گیتس و آلن در همین رابطه و چندی بعد، شرکتی را با نام Traf -O- Data تاسیس کردند. آنها موفق به ساختن کامپیوتر کوچک و تک کاربریای شدند که در سنجش میزان ترافیک کاربرد داشت. این پروژه درآمدی بالغ بر 20 هزار دلار نصیب آنان کرد.
اکنون گیتس سالهای میانی مدرسه لیک ساید را میگذارند و در واقع دوره دبیرستان را طی میکرد که با پیشنهاد کامپیوتری شدن برنامهریزی درسی مدرسه، توسط مدیریت مدرسه موجه شد و در تابستان همان سال، گیتس و پل آلن را به مدد خواست و آنها برنامه را در تابستان همان سال نوشته و تحویل دادند. گیتس و آلن که همچنان به دنبال فرصت کسب درآمد بودند، این بار شانسی از طرف یک شرکت دفاعی به نام TRW به آنها رو کرد و برای رفع باگهای سیستم شرکت استخدام شدند. آنها گرچه موفق به رفع این مشکل نشدند، اما در همان TRW بود که گیتس به صورت برنامهنویس حرفهای درآمد و آلن و گیتس به طور جدی، در مورد تشکیل شرکت نرمافزاریشان به بحث پرداختند.
در پاییز سال 1973 بود که گیتس وارد دانشگاه هاروارد شد و در رشته حقوق مشغول به تحصیل شد، اما او همچنان علاقه چندانی به این دروس نداشت و به سرعت مرکز کامپیوتر دانشگاه را یافت و در آن غرق شد. شبها تا صبح پای کامپیوتر مینشست و به صفحه سیاه و حروف سبز رنگش خیره میشد، و روزها در کلاس میخوابید.
گیتس و پل آلن همچنان با هم در تماس بودند و اغلب در مورد ایدهها و پروژههای آیندهشان به تبادل نظر میپرداختند. در پایان اولین سال تحصیلی گیتس در هاروارد بود که پل آلن به محلی نزدیک به دانشگاه نقل مکان کرد تا هر دو بتوانند ایدههای خلاق خود را به طور جدی دنبال کنند. در تابستان همان سال، دو یار علاقهمند به نرمافزار (با اینکه پل آلن همچنان اصرار داشت هر چه سریعتر شرکتی را تاسیس کنند، و گیتس هنوز نتقاعد نشده بود)، در شرکت "هانی ول" مشغول به کار شدند.
مایکرو سافت متولد شد:
دسامبر سال 1974 را میتوان ماه شکلگیری صنعت نرمافزار نام نهاد. در یکی از روزهای همین ماه بود که پل آلن قدم زنان به سمت خوابگاه بیل گیتس میرفت، که بین راه، یک نسخه از یک مجله الکترونیکی نظرش را جلب کرد. روی جلد این مجله، تصویر یک کامپیوتر Altair 8080 با تیتر و عنوان "نخستین کیت میکرو کامپیوتر جهان قابل رقابت با مدلهای تجاری" نقش بسته بود.
آلن یک جلد از آن مجله را خرید و به سوی بیل شتافت. گیتس و آلن دریافتند که این یک فرصت استثنایی است، و بازار فروش کامپیوترهای خانگی روبه شکلگیری است و کسی باید برای این کامپیوترها نرمافزار بنویسد.
چند روز بعد گیتس با شرکت سازنده کامپیوتر Altair 8080 تماس گرفت و گفت که اخیراً یک روایت (نسخه) از برنامه مترجم BASIC را نوشته است و میتواند آن را روی کامپیوتر آن شرکت اجرا کند؛ اما او دروغ گفته بود. آنها حتی یک خط از برنامه را ننوشته بودند. در واقع گیتس و آلن حتی یک بار هم کامپیوتر Altair 8080 را به چشم ندیده بودند، پس چگونه میتوانستند با چشم بسته و بدون اطلاع از معماری آن، چنین کاری انجام دهند. البته شرکت MITS بدون بررسی دقیق این موضوع پذیرفت که برنامهشان را امتحان کند. آنها باید ادعایشان را ثابت میکردند. پس دست به کار شدند و در حالی که گیتس شبانه روز مشغول کدنویسی بود (مانند رانندگی با چشم بسته)، آلن نیز در پی راهی میگشت که Altair را روی دستگاه PDP _10 شبیه سازی کند. پس از حدود 8 هفته، آلن برنامه را برداشت و به شرکت MITS بُرد. لحظات حساسی بود و اگر حتی یک اشکال کوچک در اجرای برنامه دیده میشد، کل آینده این دو ممکن بود به شکلگیری رقم بخورد. اما این چنین نشد و برنامه کاملاً درست کار کرد. قرارداد بسته شد و حقوق BASIC به MITS منتقل شد.
گیتس که حالا شکلگیری سریع بازار نرمافزار را به چشم میدید و از آیندهنگری قابل توجهی نیز برخوردار بود، علیرغم مخالف و هشدارهای والدین و بسیاری از دوستانش، از دانشگاه هاروارد انصراف داد (کاری که در آمریکا از هر 1 میلیون نفر، فقط یک نفر جرات انجام آن را دارد)، و بدین ترتیب مایکروسافت متولد شد.
مشخصات
|
سازمانهای مجازی ایستا
|
سازمانهای مجازی پویا
|
استمرار همکاری | دائمی و دارای ثبات | موقتی |
مرزهای سازمانی | به وضوح تعریف میشود | نامعلوم و مبهم / سیال و متغیر |
استفاده از تکنولوژی اطلاعات وارتباطات ICT | مورد استفاده میباشد | مورد استفاده میباشد |
همکاران اصلی | مشخص میباشند | نامشخص است |