|
دنیای مجازی فناوری اطلاعات +جهان=جهان بی میهن درباره وبلاگ آخرین مطالب
آرشیو وبلاگ
عضویت درخبر نامه
سه شنبه 22 آبان ماه سال 1386 :: 05:24 AM :: نویسنده : محمدرضا گرامی
نویسنده : مهدی فضعلی 3- چرخه عمر سیستمهای ERP: برای تعریف مدل چرخهی عمر سیستمهای ERP، ازمدل ارایه شده به وسیلهی Esteves&Pastor درسال 1999، استفاده شده است. این مدل در مراحل و ابعاد، ساختیافته است. در ادامه مراحل مختلف این چرخه و شرح مختصری از هر مرحله آورده شده است: مرحلهی اول، تصمیم برای انتخاب: در این مرحله مدیران زمینههای نیاز به یک سیستم ERP جدید را بررسی میکنند و با انتخاب نگرش سیستم جامع اطلاعاتی، بهترین چالشهای حیاتی یک شرکت را عنوان خواهند کرد و استرتژی سازمانی را بهبود خواهند بخشید. مرحلهی تصمیمگیری شامل تعریف نیازمندیهای سیستم، اهداف و مزایای سیستم و تحلیل تاثیر این انتخاب در یک شرکت و کلیه سطوح سازمانی است. مرحلهی دوم، انتخاب یا فراگیری: در این مرحله یک سیستمERP که با احتیاجات سازمان به بهترین نحو تناسب داشته باشد و نیاز به تغییرات را به کمترین میزان برساند، انتخاب میشود. در مراحل بعدی چرخه عمرERP، به ویژه مرحلهی اجرا یک شرکت مشاوره در نظر گرفته میشود. عواملی چون قیمت، آموزش و خدمات نگهداری بررسی و موافقت قراردادی تعریف میشود. در این مرحله تحلیل نرخ برگشت سرمایهی هر محصول، بسیار با اهمیت است. مرحلهی سوم، اجرا: این مرحله شامل ایجاد دوباره یا تطبیق و سازگاری نرمافزار سیستم ERP با نیازهای سازمان باشد. به طور معمول این وظیفه با کمک مشاوران برای تهیهی روشهای اجرا، دانش و آموزش ایجاد شده است. مرحلهی چهارم، کاربرد و نگهداری: این مرحله زمان را پوشش میدهد. در جایی که محصول سیستمهای ERP سود داشته باشند و بینظمیها را به کمترین میزان برساند. در طول این مرحله باید از جنبههای کارکردی، توانایی و شایستگیهای سازمانی و فرآیندهای تجاری آگاهی داشته باشیم. یک سیستم اجرایی باید به خوبی نگهداری شود تا خرابی سیستم قابل تصحیح باشد، پیشنهادهای بهینگی برآورده شوند و یک سیستم جامع برای بهبود ایجاد شود. مرحلهی پنجم، تکامل: این مرحله یکپارچگی تواناییهای جدید در سیستم ERP، در برآورده کردن نیازهای جدید را با عنوان زمانبندی و برنامهریزی پیشرفته، مدیریت زنجیرهی تامین، مدیریت ارتباط با مشتری و جریان کاری برعهده دارد. مرحلهی ششم، بازنشستگی: این مرحله زمانی به وجود میآید که فناوری جدید سیستم ERP نارسایی داشته باشد، یا به نیازهای شرکت، با نگرشی تازه پرداخته شود. در اینجا مدیران نسبت به جایگزینی دیگر نگرشهای سیستمهای اطلاعاتی که تناسب بیشتری با نیازهای سازمانی خواهند داشت، تصمیمگیری میکنند. 4- روشهای پیاده سازی ERP : الف) روششناسی راهحل جامع (The Total Solution) "ارنست" و "یانگ" دو روش سیستماتیک جهت مهندسی مجدد سیستمها ارایه کردهاند، که راهحل جامع نامیده میشود. این روششناسی 3 فاز عمده دارد: فاز 1- پیشنهاد ارزش (ایجاد یک مورد کاربردی کسبوکار برای یک راهحل SAP) قبل از شروع هر کاری باید اطمینان حاصل کرد که روش به کار رفته برای نوع کسبوکار مناسب است. برای اطمینان باید به سوالهای زیر پاسخ داد: - آیا سرمایهگذاری انجام شده برای این فناوری قابل توجیح است؟ - آیا راهحل، با اهداف شرکت سازگاری دارد؟ - آیا مدیریت شرکت درک درستی از تغییر دارد و آیا این تغییرات پشتیبانی خواهد شد؟ - میزان پیشرفت فرآیند پروژه را کدام نقاط کلیدی اندازهگیری میکند؟ فاز 2- ارزیابی آمادگی سازمان برای تغییر از آنجا که تغییر به بسیاری از افراد تحمیل میشود،ضروری است که انتظارات تغییر در افراد قبل از تغییر ایجاد شود. در این فاز باید به سوالهای زیر پاسخ داد: آیا سازمان برای تغییر آماده است؟ آیا هر کس در فضا و شرایط تغییر قرار گرفته است یا خیر؟ تغییرات چهگونه مدیریت خواهد شد؟ انتظارات مدیریت چیست؟ پاسخ به این سوالات، تعیین کنندهی رویکرد پیادهسازی خواهد بود و آگاهی از پاسخ آنها نیز میتواند به پیشرفت پروژه کمک کند و مانع انطباقناپذیری عوامل تغییر با واقعیتهای مشتری خواهد شد. فاز 3- رویکرد تعیین ارزش افزوده حاصل از پیاده سازی در این فاز انتظارات موجود و ارزش افزودهی پروژه در دورههای زمانی کوتاه و بلند، مهمترین عامل کلیدی موفقیت پروژه به شمار میآید. چون اگر پیشرفت پروژه ملموس باشد، پذیرش آن برای افراد مقاوم در برابر تغییر آسانتر خواهد شد. ب) روششناسی Accelerated SAP روششناسیASAP یک طرح جزیی از پروژه SAP است که تمام فعالیتهای پیادهسازی را در بر میگیرد. پیمودن مراحل این پروژه سریعتر از پروژههای دیگر است. این روششناسی شامل فازهای زیر است: فاز 1- آمادهسازی پروژه در این فاز برنامهریزی مناسب و ارزیابی آمادگی سازمانی انجام میگیرد، تا اطمینان حاصل شود که: برای انجام پروژه در سازمان توافق کامل وجود دارد. اهداف روشن برای پروژه تعیین شده است. فرهنگ تغییرپذیری در شرکت وجود دارد. فاز 2- مدل سازی کسب وکار در این فاز ابزارهای کامل شامل فرآیندهای کسبوکار از پیش تعریف شده به کار میروند، که با استفاده از پرسشنامهها و الگوها، فرآیندهای جدید مدلسازی میشوند. الگوهای جدید شامل Best Practiceها هستند. فاز 3- انطباق سیستم با واقعیت بر اساس مدلسازی کسبوکار یک فرآیند دو مرحلهای برای پیکربندی یک سیستم R/3 آغاز میشود. در این مرحله خطوط کلی سیستم جدید تعیینشده و سیستم برای برآورده کردن نیازمندیهای کسبوکار آماده میشود. این خطوط کلی به کاربری مدلهای کسبوکار در دنیای واقعی کمک میکند و یک دیدگاه از تبادلات سیستم در عمل ارایه میدهد. فاز 4- تعیین اعتبار مدل (پیادهسازی و آزمایش) در این فاز سیستم طراحی شده، پیادهسازی و آزمایش میشود. فاز 5- آمادهسازی نهایی در این مرحله سیستم R/3 به خوبی منطبق شده و آزمایش نهایی برای پیادهسازی انجام میشود. فاز 6- پشتیبانی در این فاز بازنگریهای ضروری در سیستم R/3 انجام میشود. SAP خدماتی را به صورت برخط (Online) فراهم میکند، تا از پیادهسازی موفق سیستم، اطمینان حاصل شود. نگهداری سیستم نیز در این فاز انجام میشود. ج) روششناسی Fast Track اگر برای رسیدن به اهداف کسبوکار، مهندسی مجدد کلی فرآیندها ضروری باشد، روششناسی FastTrack پیادهسازی ERP را تسریع میکند. این روششناسی 5 مرحله دارد که با فعالیتهای مشخص در جهت رسیدن به اهداف ERP کمک میکند: فاز 1- تعیین حوزهی مساله و برنامهریزی در این فاز تعریف پروژه و حوزهی مساله اتفاق میافتد. فاز 2- تعیین آرمانها و اهداف در این مرحله آرمانها و اهداف مشخص میشوند. فاز 3- طراحی مجدد در این فاز طراحی و توسعهی نرمافزار انجام میشود. فاز 4- پیکربندی در این فاز، نرمافزار ایجاد و برنامهریزی، تست و یکپارچگی نرمافزار، انجام میشود. فاز 5- تست و تحویل سه شنبه 22 آبان ماه سال 1386 :: 05:15 AM :: نویسنده : محمدرضا گرامی
نویسنده : مهدی فضعلی چرا شرکتها ERP را در تجارت خود به کار میگیرند؟ 1- یکپارچه کردن اطلاعات مالیERP: با این کار یک سیستم یکپارچه و با ثبات طراحی میشود که کلیه عملیات بخشهای فروش، حسابداری، مالی و سایر واحدهای مرتبط را ادغام میکند و دوباره کاری دراین بخشها را ازبین میبرد. 2-یکپارچه کردن اطلاعات سفارش مشتریان: سیستم ERP می}تواند چرخهی سفارش مشتریان را از زمانی که مشتری درخواست خدمت میکند تا زمانی که کالا دریافت کالا و صورتحساب مالی، برنامهریزی کند. با استفاده از این نرمافزار، شرکتها با پیگیری مسیر سفارش به آسانی بخشهای ساخت، موجودی و حملونقل را با یکدیگر هماهنگ میکنند. 3- استاندارد کردن و سرعت بخشیدن به فرآیندهای ساخت: سیستم ERP با شیوههای استاندارد، مراحل مختلف ساخت یک محصول را خودکار میکند. استانداردسازی فرآیندها و استفاده از یک سیستم کامپیوتری یکپارچه میتواند زمان ساخت را کاهش داده، بهرهوری را افزایش و هزینهها را کاهش دهد. 4- کاهش موجودی: ERP به هموارسازی و بهبود فرآیند در حال ساخت کمک میکند. آن موجودی در جریان ساخت را کاهش میدهد. ERP با تحویل به موقع کالا به مشتریان، موجودی کالای ساخته شده را کاهش میدهد و در این راستا از مدیریت زنجیره تامین کمک میگیرد. 5- استانداردسازی اطلاعات منابع انسانی: در شرکتهایی که در چند زمینهی کاری فعالیت میکنند،ERP شیوههای سادهای برای ردیابی اطلاعات مربوط به ساعات کاری کارمندان و مزایا و خدمات آنها ارایه میدهد.ERP با به کارگیری صحیح کارمندان در پروژههای مختلف، به این امر کمک میکند. 2- مراحل برنامهریزی سیستمهای ERP: الف- ارزیابی نیازها و انتخاب یک سیستم ERP درست: به طور عموم برنامهریزی برای طراحی سیستم ERP زمانی اتفاق میافتد که سازمان تشخیص دهد روشها و فرآیندهای تجاری جاری پاسخگوی نیازهای استراتژیک آینده و حال سازمان نیست؛ بنابراین اولین قدم در برنامهریزی، ارزیابی نیازهای سازمان است. از طرف دیگر، هزینههای اجرای سیستم ERP شامل هزینههای نرمافزاری، سختافزاری، مشاوره و پرسنلی، میتواند دو یا سه درصد درآمد شرکت را به خود اختصاص دهد. ارزیابی این نیازها و هزینهها کمک میکند تا دربارهی بهبود سیستم موجود یا اجرای سیستم ERP جدید تصمیمگیری کنیم. برای انجام درستERP، باید رویههای کسب و کار و انجام کار افراد، تغییر کنند. این تغییرات بدون زحمت ممکن نیستند، اما اگر شیوههای کسب و کار به خوبی با یکدیگر یکپارچه شده باشند، (سفارشها به موقع حمل میشوند، بهرهوری نسبت به سایر رقبا بالاتر است، مشتری به طور کامل رضایت دارد) در این حالت، دیگر حتا دلیلی برای به کارگیری ERP وجود ندارد. دلایل قابل قبول برای اجرای یک سیستم جدیدERP: - ناتوانی سیستم موجود در برآورده کردن نیازهای سازمانی - احتیاج سیستم موجود به منابع وسیع برای نگهداری و حمایت - برسی نیاز فرآیند یک شرکت به مهندسی مجدد - کاستی سیستمهای اطلاعاتی موجود در شرکت - ناتوانی کارکنان در پاسخگویی آسان به سوالات یا اطلاعاتی که به وسیلهی مشتریان و تامینکنندگان کلیدی، درخواست میشود. - ورود اطلاعات یکسان از راههای گوناگون به سیستم موجود ب-تطبیق فرآیندهای تجاری سازمان با سیستمERP: برای بهتر فهمیدن خطرات و جذابیتهای سیستم ERP، باید مشکلات موجود را درک و آنها را در طراحی سیستم، منظور کنیم. نقص عمدهی سیستمهای قدیمی در بسیاری از سازمانهای بزرگ، پراکندگی اطلاعات بود. تا قبل از به وجود آمدن سیستمهای ERP، ابتدا نحوهی عملیات تجاری مشخص میشد و سپس نرمافزاری که از فرآیندهای تجاری به بهترین نحو حمایت میکرد، انتخاب میکردند. این توالی بعد از به وجود آمدن سیستم ERP، معکوس شد. بنابراین فرآیند تجاری اغلب مواقع جهت تناسب با سیستم جدید باید تغییر کند. پ-استنباط احتیاجات سازمانی: بیشتر شرکتها در درک کامل مزایای سیستمهای ERP، شکست میخورند، زیرا آنها یک شیوهی سازمانیافته برای فهم مزایای ابزارهای اطلاعاتی جدید و سیستمهای شرکت ندارند. بنابراین سازمان را نمیتوان در معرض یکپارچه شدن قرار داد. بخشهای سازمان به وسیلهی مجموعهای از اهداف مربوط به خود کار میکنند، اندازه گیری عملکرد و پاداشها، به جای اینکه کلی باشند، کارکردی هستند و عده کمی از کارکنان با دیدگاه گسترش شرکت، آشنایی دارند. از این رو مدیریت عالی باید رهبری همهی این تغییرات را بر عهده بگیرد، زیرا اجرای یک سیستم ERP موفق، به معنای تغییر بسیاری از شغلهاست. ت- توجیه اقتصادی و استراتژیک سه شنبه 22 آبان ماه سال 1386 :: 05:03 AM :: نویسنده : محمدرضا گرامی
نویسنده : مهدی فضلعلی یکی ازپیشرفتهای مهم در پنج سال گذشته در زمینهی فناوری OM، به وجود آمدن یک نرم افزارجدید به نام ERP است. ERP به وسیلهی DELOITTE و TOUCHE به عنوان یک بستهی نرمافزار تجاری شناخته شده است که تواناییهای زیر را در اختیار شرکتها و سازمانها قرار میدهد: 1) یکپارچه و خودکار کردن بیشتر فرآیندهای تجاری. 2) به کارگیری دادهها و عملیات عمومی در سراسر شرکت. 3) تولید و ارزیابی اطلاعات دریک محیط زمان واقعی. هدف ERP، هماهنگ کردن کل فعالیتهای شرکت، از ارزیابی عرضه کننده تا صورتحساب مشتریان، است.ERP از یک بانک اطلاعاتی متمرکز برای کمک به جریان یافتن اطلاعات، بین وظایف ساخت، خرید، مالی، لجستیک و منابع انسانی در شرکت استفاده میکند. برنامهریزی منابع سازمان ((ERP، مجموعهای است که در ساماندهی فرآیندهای تجاری سنتی مانند کنترل موجودی، برنامهریزی احتیاجات مواد و پردازش سفارش کاربرد دارد. ماهیت ERP یکپارچه کردن کل منابع سازمان از دیدگاه اطلاعاتی است. یکپارچه کردن به معنای ارتباط بیشتر، ترکیب شدن یا به طور ساده با یکدیگر بودن است. دراین یکپارچگی، اطلاعات تکراری حذف میشود، در زمان صرفهجویی میشود و کارایی عملیات بهبود مییابد. یکپارچگی در یک سیستم ERP تنها به اطلاعات محدود نمیشود و ممکن است مهندسی مجدد کسب و کار را نیز دربر گیرد. این نرمافزار در ابتدا کسب و کار شرکت را بررسی میکند. پس از آن بر روی مضامین یکپارچهسازی داده، کاهش هزینههای تعامل و سرعت و صحت اطلاعات، به عنوان مباحث کلیدی استراتژیک تمرکز میشود. صنعت ERP به سرعت درحال رشد و توسعه است، درطول یک سال گذشته 20هزار شرکت، 10میلیارد دلار به فروشندگان نرمافزارERP پرداخت کردهاند. دریک سیستم ERP، دادههایی که دریک زمان وارد شدهاند، به تنهایی به یک بانک اطلاعاتی مشترک، کامل و سازگار که برای همه کاربردها قابل استفاده باشد، تبدیل میشود. برای مثال، وقتی یک فروشنده NIKE، سفارش20000 جفت کفش را برای FOOTLOCKER، در سیستمERP ثبت میکند، دادهها به طور مداوم در دسترس واحدهای ساخت قرارمیگیرند. اگرموجودی سفارش در انبار موجود باشد، کارکنان تولید شروع به پر کردن سفارش میکنند، حسابداری فاکتور FOOTLOCKER راچاپ میکند و حمل ونقل، FOOTLOCKER را از تاریخ دریافت آگاه میکند. فروشنده یا حتا مشتری، میتواند هر نقطه از فرآیند سفارش را کنترل کند. این عمل به وسیلهی استفاده از دادههای یکسان و کاربردهای مشترک صورت میگیرد. برای رسیدن به این سازگاری، مفهوم دادهها باید در سراسر شرکت به صورت یکسان تعریف شوند. در مثال NIKE، این مفهوم با یکپارچهسازی عملیات تولیدی در موقعیتهای گوناگون از ویتنام تا چین و مکزیک، در واحدهای تجاری درسراسر جهان، با پولهای متفاوت و زبانهای مختلف میسر شده است. بیشتر کاربردهایERP برای تولید سفارشی است. فروشندگان اصلی، SAPAG (یک شرکت آلمانی)، Baan (یک شرکت هلندی)، J.DEdwards، Peoplesoft و Oracle (همه ازآمریکا) الگوهای سفارشی شدهای را برای صنعتهای خاص شروع کردهاند. اگرچه بیشتر تولیدکنندگان، نرمافزار را مطابق میل فروشندگان میسازند، بیشتر شرکتها، هزینههایی بیش ازپنج برابر قیمت نرم افزار خرج میکنند تا در شرکت آنها مورد استفاده قرار گیرد. برنامههایERP برای یک شرکت خیلی کوچک هزینهای افزون بر 300000 دلار در پی دارد. این مبلغ برای یک شرکت بزرگ مانند جنرال موتور یا کوکاکولا به بیش از صدها میلیون دلار افزایش مییابد. تفاوت بین ERPو یک بانک اطلاعاتی مرکزی (2000) Jacobs به شیوهای ساده به این سوال پاسخ میدهد. در یک بانک اطلاعاتی مرکزی، اطلاعات از نواحی عملیاتی مختلف به بانک اطلاعاتی مرکزی میآیند، در حالی که در یک سیستم ERP، هر کدام از بخشهای عملیات با یکدیگر و همچنین با بانک اطلاعاتی مرتبط هستند. بانک اطلاعاتی مرکزی در یک بنگاه
به این معنا که ERP همهی ارتباطات بین نواحی عملیاتی مختلف مانند ساخت، مالی، حسابداری، بازاریابی و... را برقرار میکند. ERP باید در انجام دو عمل بسیار مهم توانایی داشته باشد؛ نخست به اشتراک گذاشتن اطلاعات (همان کاری که بانک اطلاعاتی مرکزی انجام میدهد) و دوم یکپارچه کردن فرآیند (ویژگی یکتای سیستمهای ERP). زمانی که این دو فعالیت توسط یک سیستم ERP به خوبی انجام شود، منابع سازمان بهینه میشوند، هزینهها کاهش و درآمدها افزایش مییابد. مزاِیا ومعایب سیستمهای ERP مزایا 1) زنجیرهی تامین، تولید، فرآیند اداری و مدیریت روابط مشتری را یکپارچه میکند. 2) بانکهای اطلاعاتی جامع ایجاد میکند. 3) تفرقه در واحدها را از بین میرود و به تخصیص «بهترین فرآیندها» کمک میکند. 4) ارتباطات و همکاری وسیع جهانی را افزایش میدهد. 5) به یکپارچگی واحدهای تجاری و مکانهای چندگانه کمک میکند. 6) امکان ارایهی یک مزایای رقابتی را فراهم میکند. 7) کاهش زمان تحویل و دورهی زمانی ازطریق به کمترین میزان رساندن تاخیرهای گزارشگیری و بازیابی ذخیرهی زمانها معایب 1) خریداری آن بسیار گران و سفارشی کردن آن بسیار پرهزینهتر است. 2) به کارگیری آن ممکن است به تغییرات اساسی در ساختار و فرآیند شرکت نیاز داشته باشد. 3) استفاده از آن بسیار پیچیده است، به گونهای که همهی شرکتها نمیتوانند خود را با آن تعدیل کنند. موضوعات
پیوندهای روزانه
پیوندها
لوگو
آمار وبلاگ
|
||||||